دزفول در عهد باستان
دزفول شهری از سپیده دم تاریخ - باستان شناسی دزفول - تپه های چغامیش دزفول - تپه های چغابنوت دزفول

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 20 مرداد 1399
موسیقی مقامی دزفول که با نام موسیقی ۲۴ مقوم دزفول و موسیقی ۲۴ مقوم نیز شناخته می‌شود، ارتباط بسیار قوی با موسیقی ادواری ایران دارد. این موسیقی که در کتب قدیمی موسیقیدانان جهان اسلام در ادوار و شعب ۲۴ گانه موسیقی به نام «دور خوزی» معروف است و عبدالقادر مراغه ای و رساله بنایی و رساله بهجت الروح منتسب به صفی‌الدین از آن نام برده‌اند در دزفول به دو شیوه و دو زبان اجرا می‌شود. یکی موسیقی ۲۴ مقام که همان موسیقی ردیف دستگاهی امروز با زبان معیار است و برای اجرای موسیقی آیینی در قالب تعزیه (شبیه خوانی) و منظومه خوانی‌ها و دیگر گونه‌های موسیقی مقامی از آن استفاده می‌شود و نوع دوم آن که زیرمجموعه ای است از موسیقی ۲۴ مقام که با گویش محلی دزفولی در قالب ترانه‌ها، آوازهای ردیف گونه با ضرب نهفته و سوگ سروده‌ها و غیره قابل اجراست.

224

به همت کریم پاکسیرت و موسیقیدانان دزفول در تابستان ۱۳۹۱ پرونده ثبت ملی موسیقی دزفول جهت ارائه به پنجمین همایش بررسی میراث معنوی کشور که توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور در هتل گاجره دیزین برگزار شد در نهایت این پرونده با هماهنگی و روال اداری میراث فرهنگی استان خوزستان و دیگر دست‌اندرکاران سازمان میراث فرهنگی یونسکو تهیه و تحت عنوان موسیقی ۲۴ مقام (مقوم) و به همراه ۱۳ پرونده که زیرمجموعه این موسیقی است با عناوین اذان و مناجات، موسیقی تعزیه (شبیه خوانی)، نوحه‌های پامنبری، مرثیه خوانی، آوازهای صوفیانه (مثنوی و منظومه خوانی‌ها)، ضربی خوانی و ساز و آواز با زبان معیار فارسی (و نیز در بخش موسیقی بومی با گوشی دزفولی)، دشتی خوانی یا آوازهای ردیف گونه محلی، آوازهای حماسی با گویش محلی، ضجه موره‌ها یا آوازهای سوگواری عزیزان، شادیانه‌ها یا ترانه‌های بزمی (عروسی و ختنه‌سوران)، شادیانه‌های مذهبی یا مولودی خوانی با گویش محلی، انواع رقص‌ها و رنگ‌های محلی و بازی‌های کودکان را به ثبت ملی رسانده و برگ زرین دیگری بر کتاب افتخارات فرهنگی و هنری شهر دزفول اضافه شد.
براساس مستندات مستدل و متقن و آثار و کتاب‌های مانند کتاب دایره موسیقی ملاحسین خلیفه و وجود استادانی مانند سلطان الواعظین متخلص به حقیرو سلطان الذاکرین متخلص به محزون و ملاولی ذاکر صالحی و مرات فرزند فصیح و غیره، موسیقی ۲۴ مقومی دزفولی از قرن‌ها پیش به این نام شهرت داشته‌است و اصولاً پدیده ای هنری و فرهنگی متعلق به میراث شفاهی این مرزو بوم است،[۲][۳][۴]



برچسب ها: دزفول، موسیقی، گویش دزفولی، 24 مقوم، 24 مقام، موسیقی 24 مقوم دزفول، موسیقی دزفول،
ارسال توسط نجمه مورث نوری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 20 مرداد 1399
نخستین سیستم نظام یافته آکادمیک موسیقی درمانی در ایران باستان بنا شد. براساس کتیبه هایی که در سال ۱۳۴۹ یافت شده است، در دانشگاه جندی شاپور دزفول دانش موسیقی و درمان با موسیقی از دپارتمان هایی بوده است که هر دانشجوی پزشکی آن زمان (هزارو۵۰۰ الی هزارو ۳۹۰ سال پیش) باید آن را می گذراند.

نکته جالبی که وجود دارد این است که پرستارهایی که برای بیمارستان های آن زمان پرورش می یافتند می بایست در نواختن چند ساز اصلی تبحر می داشتند و براین اساس موسیقی تجویزشده از پزشک را ارائه می کرده اند.
32

این موسیقی ارائه شده در هنگام زایمان زنان دربار ساسانی از لوازم کار یک پزشک بود. از لحاظ پیشینه، موسیقی آرام بخش در ایران باستان با ظهور دین زرتشت آغاز شد. کتاب اوستا و اشعار آهنگین گات ها الهام بخش موسیقی دانان برای تصنیف آوازها و ملودی ها و همچنین تشکیل مراسم و آیین های موسیقایی بوده است. درواقع موسیقی در تاریخ ایران باستان در خدمت تلقینات و اشارات مذهبی بوده است که اکنون در تمرینات تن آرایی انواعی از آن را شاهد هستیم.


بعد از حضور اسلام در ایران عمده فعالیت های موسیقی نوشتاری و نظری شد و بیشتر مطالب نظری رنگ وبویی از برداشت یونانیان داشت که با اعمال تغییراتی منتقل شده بودند. یونانی ها موسیقی را در میان موضوع های فلسفی مطرح و بیشتر فیلسوفان در کنار علوم دیگر در مورد موسیقی اظهارنظر می کردند. به طور اجمال آثار نوشتاری گذشتگان در مورد تاثیر موسیقی بر روح و نفس، بیشتر بر محور طبایع و مزاج زمان و افلاک و سماع است که بزرگان حکمت، فلسفه و پزشکی ضرورتا نکاتی در این باب آورده اند.
از مهم ترین آثاری که در این زمینه وجود دارد قابوس نامه، اثر کیکاووس بن قابوس بن وشمگیر، است که به طور مفصل به اثر نواختن موسیقی در طبایع مختلف اشاره دارد. او بزرگ ترین هنر نوازندگی را آن می داند که متناسب با طبع و حال شنونده بنوازند: رامشگر (نوازنده) را بزرگ ترین هنر آنهاست که بر طبع مستمع رود. وی از نخستین مسلمانانی است که در اثر خود باب مهمی را به موسیقی درمانی اختصاص داده است وی پس از اینکه شیوه های عملکرد و برخورد اجتماعی یک موسیقی درمانگر را ذکر می کند براساس ۱-طبایع چهارگانه ۲- سن ۳- جنس شنونده موسیقی، نوعی موسیقی مربوط به آن طبقه بندی را توصیه می کند که متاسفانه بسیاری از گوشه هایی که عنصرالمعالی نام برده است در گذر زمان فراموش شده و جز نامی از آن باقی نمانده است.
اما در زمینه موسیقی، درمان و فواید جسمی آن ابن سینا در دانشنامه علایی باب بزرگی به نام باب موسیقی دارد که سخنان بدیع از این نابغه پزشکی ذکر شده است. همچنین در این زمینه در کتاب شفا، بخش مهمی را به این گفتار اختصاص داده است. به طورمثال در بخشی می گوید: «علم موسیقی جزوی است از بدن انسان که می گردد از دل و سینه و گاه پایین دل آید و از اول هر ماه تا سلخ، هر روزی در عضوی باشد از اعضاء رئیسه و همواره سیار با ستاره ارقنوع. و این ستاره ارقنوع سیاره ای است در وجودی آدمی به منزله آب و خون که هر روز در عضوی باشد پس در هر عضوی که باشد نبض را از او خبری است و نباض و حکیم را واجب است که علم ادوار را نیکو فراگیرد تا بود که در تشخیص نبض کمتر خطا کند...» یا در بخشی دیگر اشاره می کند: «جراح را واجب است که در روزی که ارقنوع و کوکب موسیقی در دماغ و حدقه چشم باشد دست علاج از امراض عین و دندان و تنقیه دماغ و جگر کوتاه دارد که محل خطر است...».
با مطالعه کامل نظریات ابن سینا درباره موسیقی درمانی به چند نکته عمده برخورد می کنیم:
۱- ابن سینا علم موسیقی را جزئی از ترکیب بدن انسان می داند که اگر دیدگاه او را بپذیریم به دید جدید از شیوه درمانگر موسیقی دست می یابیم.
۲- بوعلی جوهره موسیقی را در اعضای بدن سیار می داند و به نظر او این حرکت از زمان بندی بسیار دقیقی تبعیت می کند و حتی بر همین مبنا تجویز درمان کرده یا پزشک را از درمان بازمی دارد.
۳- او شیوه درمان حکمای قدیم به وسیله موسیقی درمورد بیماری هایی مانند سل و تب صفراوی و قولنج را تایید می کند ولی برخی از این نغمات درمانگر را «غریبه» می نامد که نشان می دهد قسمتی از این دانش ها در زمان ابن سینا به غبار فراموشی آغشته بوده است.
۴-ابن سینا تاکید بر این نکته دارد که همانند کالبد آسمانی و نجومی بسیاری از پدیده های پزشکی آن زمان، «علم موسیقی» نیز پنداره ای فلکی دارد که براساس این پنداره در اعضای رئیسه بدن به تناوب موثر بوده است.
۵- ابن سینا تکنیک موسیقی درمانی را بسیار کم عارضه و بی خطر می داند و اجرای آن را در زمان های مناسبی از شب و روز دانسته که بدون کمک دارو یا دستورهای خوراکی و آشامیدنی خاصی بیماری را زائل می کند وی با توجه به دانش پزشکی آن روزگار مکانیسم دقیقی را از تاثیر صورت موسیقی بر ارگان های بدن ذکر می کند که با عنایت به کواکب سبعه در زمان خاص خود موثر خواهد بود



طبقه بندی: چغامیش دزفول،  باستان شناسی دزفول در رسانه ها،  معرفی آثار باستان شناسی دزفول، 
برچسب ها: دزفول، موسیقی، چغامیش، هویت، اصالت، رسانه، سند موسیقی،
ارسال توسط نجمه مورث نوری
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات